محمد ابراهيم نواب ( بدايع نگار )
89
فيض الدموع شرح زندگانى و شهادت امام حسين ( ع ) ( فارسي )
گفت : اى رسول خداى ! هر يك از اين دوگان ، رنگى اختيار كرد كه مر أو را در كتاب محفوظ بود . حسن را زهر دهند ورنگ أو تيره وسبز شود وحسين را چون گوسفندان سر ببرند وتن همايون أو به خون أو گونهء سرخى گيرد . رسول بگريست وحزن واندوه فراوان أو را فرو گرفت وبر كشندگان أو نفرينها كرد . « 1 » أم الفضل لبابه دختر حارث گويد كه پيش از زادن حسين ، شبى با خواب من آمد كه گويى لختى « 2 » از گوشت تن رسول ببريدند ودر كنار من نهادند . بامدادان اين خواب بر رسول قصّه كردم . فرمود اگر اين خواب راست شود ، زود باشد كه بتول « 3 » را پسرى آيد وأو را به تو بازگذارم تا شير أو تو دهى . وهم بر اينگونه برآمد . مگر روزى به خدمت رسول شدم وحسين را در كنار أو بنهادم . حسين قطرهاى چند بر جامه رسول بچكانيد . مرا شرم آمد ، به دو انگشت لختى أو را بگزيدم « 4 » ، رسول به خشم شد وفرمود : جامه را پاك توان كرد وباكى نباشد وتو فرزند مرا بىسبب بخستى . « 5 » من حسين را بر جاى گذاشتم واز پى آب شدم تا مگر جامهء رسول فرو شويم . چون بازگشتم رسول را ديدم كه همىگريست . گفتم اى رسول خداى تو خود خندان بودى وچون است كه حالي همىگريى ؟ ! « 6 » فرمود : همين ساعت برادرم جبرئيل فرود آمد ومرا خبر داد كه همين فرزند كه تو را بدين صفت گرامى است كه اندك آزار أو نتوانستى ديد ، هرآينه امّت تو أو را در كنار فرات تشنه بخواهند كشت وتن وجان أو به خون أو آغشته خواهد گشت ومشتى از
--> ( 1 ) . بحار الأنوار ج 43 / 289 و 245 ؛ اثبات الهداة ج 5 / 163 حديث 44 ؛ منتخب الطريحي ص 121 . ( 2 ) . پارهاى ( 3 ) . از أسامي حضرت فاطمه عليها السلام است . ( 4 ) . نيشگون گرفتم . ( 5 ) . بيازردى . ( 6 ) . الفتوح ص 917 .